<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>هوای کوچ دارم ...</title>
		<link>https://havaykooch.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://havaykooch.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description>یکی از چیزهایی که برکت که هیچ، لطف خدا را برای زندگی می آورد عمل صالح در لحظه است. لحظه ها مثل نسیمی می آید و می رود. مثل داستان علی گندابی یا خیلی از شهدای ما. من جوانی را سراغ داشتم سخت وابسته لباس و قیافه‌اش بود، حتی وسواسی داشت که پارچه‌اش از کجا</description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>بارقه‌ی عشق!</title>
			<link>https://havaykooch.kowsarblog.ir/بارقه-ی-عشق</link>
			<pubDate>23:28:00 +0430 چهارشنبه، 8 فروردین 1397</pubDate>			<dc:creator>ريحانه عسگري</dc:creator>
			<category domain="main">آزاد</category>
<category domain="alt">گزیده می نویسم</category>			<guid isPermaLink="false">612536@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سالیانی که در نجف بسر می‌بردم، مبتلا به درد چشم شدم. بسیار آزارم میداد. دو سه بار به مطب پزشکی به نام دکتر محمدالعید رفتم و هر بار یک ربع دینار، یعنی اندکی کمتر از یک چهارم ماهیانه‌ام را می‌دادم. قطعه فلزی به یک چشمم می‌کشید و می‌گفت: همت جوانان را داری. چرا چنین میگفت؟ نمیدانم. اگر درد چشمم بیشتر نمی‌شد، کمتر نمی‌شد. پسین روزی در یکی از ایوان‌های صحن مقدس روبروی گنبد مطهر نشسته بودم، افسرده و از رنج چشم آزرده. روی به گنبد کردم و گفتم: یاعلی، من برای درس خواندن به شهر تو آمده‌ام و تنها وسیلتم چشم است.&lt;br /&gt;گریه‌ام گرفت، دو رباعی به ذهنم آمد و در همان حال زمزمه کردم:&lt;br /&gt;ای بارگهت قبله‌گه اهل نیاز/ وی روضه حضرت تو خلوتگه راز&amp;#8230;&lt;br /&gt;در همین حال بودم که یکی از آشنایان که نامش را فراموش کردم به صحن در آمد. مرا دید و حالم را پرسید. گفتم از چشم درد رنج میبرم. گفت: فردا بیا باهم به کوفه برویم سیداحمد ربیعی چشمت را ببیند. &lt;br /&gt;فردا به همراهی او به کوفه رفتم به خانه سیداحمد در آمدیم. پیرمردی بود نورانی در زیرزمین خانه نشسته، تنی چند گرد او. نوبت به من رسید با ذره‌بینی درشت چشمم را نگاه کرد. پاره‌ای کاغذ برداشت چیزی بر آن نوشت و چون به دستم داد نوشته بود: آرجِدُل. گفت روزی سه بار در چشم بریز. دوبار ریختم و نمی‌دانم به نوبت سوم نیاز افتاد یا نه، همان روز درد چشم آرام گرفت.&lt;br /&gt;آرجدل چنان تأثیری داشت؟ یا حالت افسرده من و نیاز به درگاه مولای کارساز؟ یا تصادف؟ هرچه اسمش را میگذارید بگذارید. بپذیرید یا نه چشمم بهبود یافت. اما سال‌ها بعد که چشمم ازنو درد گرفت، آرجدل تأثیری نداشت. درباره آنچه سروده‌ام بر من مگیرید و مرا به غلو و ترک ادب شرعی نسبت ندهید. خود می‌دانید چون بارقه عشق بدرخشد، عقل می‌گدازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی؛ علی از زبان علی&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://havaykooch.kowsarblog.ir/بارقه-ی-عشق&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سالیانی که در نجف بسر می‌بردم، مبتلا به درد چشم شدم. بسیار آزارم میداد. دو سه بار به مطب پزشکی به نام دکتر محمدالعید رفتم و هر بار یک ربع دینار، یعنی اندکی کمتر از یک چهارم ماهیانه‌ام را می‌دادم. قطعه فلزی به یک چشمم می‌کشید و می‌گفت: همت جوانان را داری. چرا چنین میگفت؟ نمیدانم. اگر درد چشمم بیشتر نمی‌شد، کمتر نمی‌شد. پسین روزی در یکی از ایوان‌های صحن مقدس روبروی گنبد مطهر نشسته بودم، افسرده و از رنج چشم آزرده. روی به گنبد کردم و گفتم: یاعلی، من برای درس خواندن به شهر تو آمده‌ام و تنها وسیلتم چشم است.<br />گریه‌ام گرفت، دو رباعی به ذهنم آمد و در همان حال زمزمه کردم:<br />ای بارگهت قبله‌گه اهل نیاز/ وی روضه حضرت تو خلوتگه راز&#8230;<br />در همین حال بودم که یکی از آشنایان که نامش را فراموش کردم به صحن در آمد. مرا دید و حالم را پرسید. گفتم از چشم درد رنج میبرم. گفت: فردا بیا باهم به کوفه برویم سیداحمد ربیعی چشمت را ببیند. <br />فردا به همراهی او به کوفه رفتم به خانه سیداحمد در آمدیم. پیرمردی بود نورانی در زیرزمین خانه نشسته، تنی چند گرد او. نوبت به من رسید با ذره‌بینی درشت چشمم را نگاه کرد. پاره‌ای کاغذ برداشت چیزی بر آن نوشت و چون به دستم داد نوشته بود: آرجِدُل. گفت روزی سه بار در چشم بریز. دوبار ریختم و نمی‌دانم به نوبت سوم نیاز افتاد یا نه، همان روز درد چشم آرام گرفت.<br />آرجدل چنان تأثیری داشت؟ یا حالت افسرده من و نیاز به درگاه مولای کارساز؟ یا تصادف؟ هرچه اسمش را میگذارید بگذارید. بپذیرید یا نه چشمم بهبود یافت. اما سال‌ها بعد که چشمم ازنو درد گرفت، آرجدل تأثیری نداشت. درباره آنچه سروده‌ام بر من مگیرید و مرا به غلو و ترک ادب شرعی نسبت ندهید. خود می‌دانید چون بارقه عشق بدرخشد، عقل می‌گدازد.</p>
<p> </p>
<p style="text-align: left;">مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی؛ علی از زبان علی</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://havaykooch.kowsarblog.ir/بارقه-ی-عشق">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://havaykooch.kowsarblog.ir/بارقه-ی-عشق#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://havaykooch.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=612536</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>فضای حقیقی</title>
			<link>https://havaykooch.kowsarblog.ir/فضای-حقیقی</link>
			<pubDate>10:49:00 +0430 پنجشنبه، 2 فروردین 1397</pubDate>			<dc:creator>ريحانه عسگري</dc:creator>
			<category domain="main">آزاد</category>			<guid isPermaLink="false">611128@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این شب و روزهای عید، تب و تاب فضای مجازی کمی فروکش کرده؛ علتش هم بنظرم اینست که به بهانه نوروز فضای حقیقی مان رونق بیشتری گرفته. و اساساً قانون جهان همین است. یک ساحت از زندگی که پررنگ شد، دیگر عرصه ها رنگ میبازد. بازی های کودکی را بیاد بیاوردید که چطور سرگرم مان میکرد و هوش از سرمان میبرد، تا هرچه درس و مشق و &amp;#8230; را فراموش کنیم. یا اولین تجربه عشقی که بطور جدی درگیرمان کرد؛ سایر چیزهای مشابه هم همین طور است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;فکر میکنم هیچ جای تعجب نیست از سالکان راه خدا، اگر تمام دنیای ما را به هیچ میگیرند و در خلوت عاشقانه ای جامه زهد بر تن میکنند. لابد در دل شب حقایق پر زرق و برق تری نشان شان میدهند که این مجازهای آزین بند شده ما برایشان از تک و تا می افتد&amp;#8230;!&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://havaykooch.kowsarblog.ir/فضای-حقیقی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p style="text-align: justify;">در این شب و روزهای عید، تب و تاب فضای مجازی کمی فروکش کرده؛ علتش هم بنظرم اینست که به بهانه نوروز فضای حقیقی مان رونق بیشتری گرفته. و اساساً قانون جهان همین است. یک ساحت از زندگی که پررنگ شد، دیگر عرصه ها رنگ میبازد. بازی های کودکی را بیاد بیاوردید که چطور سرگرم مان میکرد و هوش از سرمان میبرد، تا هرچه درس و مشق و &#8230; را فراموش کنیم. یا اولین تجربه عشقی که بطور جدی درگیرمان کرد؛ سایر چیزهای مشابه هم همین طور است.</p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;"><br />فکر میکنم هیچ جای تعجب نیست از سالکان راه خدا، اگر تمام دنیای ما را به هیچ میگیرند و در خلوت عاشقانه ای جامه زهد بر تن میکنند. لابد در دل شب حقایق پر زرق و برق تری نشان شان میدهند که این مجازهای آزین بند شده ما برایشان از تک و تا می افتد&#8230;!</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://havaykooch.kowsarblog.ir/فضای-حقیقی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://havaykooch.kowsarblog.ir/فضای-حقیقی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://havaykooch.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=611128</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>سیمای حسینی، سلوک یزیدی</title>
			<link>https://havaykooch.kowsarblog.ir/سیمای-حسینی-سلوک-یزیدی</link>
			<pubDate>00:06:00 +0330 سه شنبه، 22 اسفند 1396</pubDate>			<dc:creator>ريحانه عسگري</dc:creator>
			<category domain="main">آزاد</category>			<guid isPermaLink="false">607958@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;  &lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/201511050536053167-2.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;558&quot; height=&quot;446&quot; /&gt;&lt;br /&gt;انقلاب سال ۵۷ املایی بود که در نگارش آن اغلاط فراوان داشتیم!&lt;br /&gt;یکی از غلط‌های بزرگ آن بود که عده‌ای گمان کردند تشکیل حکومت و جامعه اسلامی یعنی همان اندیشه و تفکر و سلوک قبل انقلاب باشد، اما با رنگ و لعابی از مذهب.&lt;br /&gt;مثلا برای تشکیل جامعه‌ای اسلامی لازم نیست رباخواری نباشد. باشد و صدچندان هم باشد، اما رباخوارش ریش داشته باشد و در صف اول نماز جماعت حاضر شود و چه بهتر و اسلامی‌تر اگر تسبیح در دست و جای مهر به پیشانی هم داشته باشد. و محرم قیمه هم بدهد و سالی یکبار حج و چندبار زیارت هم برود.&lt;br /&gt;خنده‌آور است. بانکی که علن و آشکار در جنگ با خدا و رسول است و چنان گوشت و استخوان مردم را میدرد که در ممالک و بلاد کفر و الحاد هم بانک‌ها چنین قساوتی در تاراج و غارت دارایی مردم از خود نشان نمی‌دهند، برای ما داعیه‌دار محبت حسین بن علی شده است.&lt;br /&gt;شب گذشته یکی از شُعب بانک شهر در تهران را دیدم که روی ساختمان طویل آسمان خراشش با نورپردازی نام مبارک امام حسین را نقش بسته بودند. بنظر خیلی زیبا و باشکوه بود، اما واقعا زیبا نبود.&lt;br /&gt;میدانید چرا؟&lt;br /&gt;چون حسین را باید به راه و رسم خودش دوست داشت، نه به شیوه‌ی کوفیان. حسین را باید به مرام و مسلک زینب و عباس دوست داشت، نه به سنت جاهلان.&lt;br /&gt;اباعبدالله در کربلا به یارانش گفت اگر حقی از دیگری به گردن دارید و به دارایی کسی تجاوز کرده‌اید، از سپاه من بیرون روید. نمیخواهم خونتان با خون شهیدان این دشت آمیخته گردد. آنوقت بانک‌های یاغی که نه کلاهی به مافوق ملت باقی گذارده‌اند و نه تمبانی به ماتحتشان، دم از همان حسین میزنند.&lt;br /&gt;چه زیبا گفته‌اند که دو حسین داریم و دو محرم و دو عزاداری.&lt;br /&gt;یادمان باشد اولین مجلس عزای حسین را یزید برپا کرد. تکرار میکنم: اولین مجلس عزای حسین را یزید برپا کرد و اصلا خودش روضه خواند و گریه کرد و بر قاتلان حسین لعنت فرستاد.&lt;br /&gt;یادمان باشد.&lt;br /&gt;ـــــــــــ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://havaykooch.kowsarblog.ir/سیمای-حسینی-سلوک-یزیدی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">  <img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/201511050536053167-2.jpg" alt="" width="558" height="446" /><br />انقلاب سال ۵۷ املایی بود که در نگارش آن اغلاط فراوان داشتیم!<br />یکی از غلط‌های بزرگ آن بود که عده‌ای گمان کردند تشکیل حکومت و جامعه اسلامی یعنی همان اندیشه و تفکر و سلوک قبل انقلاب باشد، اما با رنگ و لعابی از مذهب.<br />مثلا برای تشکیل جامعه‌ای اسلامی لازم نیست رباخواری نباشد. باشد و صدچندان هم باشد، اما رباخوارش ریش داشته باشد و در صف اول نماز جماعت حاضر شود و چه بهتر و اسلامی‌تر اگر تسبیح در دست و جای مهر به پیشانی هم داشته باشد. و محرم قیمه هم بدهد و سالی یکبار حج و چندبار زیارت هم برود.<br />خنده‌آور است. بانکی که علن و آشکار در جنگ با خدا و رسول است و چنان گوشت و استخوان مردم را میدرد که در ممالک و بلاد کفر و الحاد هم بانک‌ها چنین قساوتی در تاراج و غارت دارایی مردم از خود نشان نمی‌دهند، برای ما داعیه‌دار محبت حسین بن علی شده است.<br />شب گذشته یکی از شُعب بانک شهر در تهران را دیدم که روی ساختمان طویل آسمان خراشش با نورپردازی نام مبارک امام حسین را نقش بسته بودند. بنظر خیلی زیبا و باشکوه بود، اما واقعا زیبا نبود.<br />میدانید چرا؟<br />چون حسین را باید به راه و رسم خودش دوست داشت، نه به شیوه‌ی کوفیان. حسین را باید به مرام و مسلک زینب و عباس دوست داشت، نه به سنت جاهلان.<br />اباعبدالله در کربلا به یارانش گفت اگر حقی از دیگری به گردن دارید و به دارایی کسی تجاوز کرده‌اید، از سپاه من بیرون روید. نمیخواهم خونتان با خون شهیدان این دشت آمیخته گردد. آنوقت بانک‌های یاغی که نه کلاهی به مافوق ملت باقی گذارده‌اند و نه تمبانی به ماتحتشان، دم از همان حسین میزنند.<br />چه زیبا گفته‌اند که دو حسین داریم و دو محرم و دو عزاداری.<br />یادمان باشد اولین مجلس عزای حسین را یزید برپا کرد. تکرار میکنم: اولین مجلس عزای حسین را یزید برپا کرد و اصلا خودش روضه خواند و گریه کرد و بر قاتلان حسین لعنت فرستاد.<br />یادمان باشد.<br />ـــــــــــ<br /><br /></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://havaykooch.kowsarblog.ir/سیمای-حسینی-سلوک-یزیدی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://havaykooch.kowsarblog.ir/سیمای-حسینی-سلوک-یزیدی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://havaykooch.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=607958</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>&#34;ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم&#34; حضور در فضای مجازی آموخته ایم!</title>
			<link>https://havaykooch.kowsarblog.ir/quot-ما-کار-و-دکان-و-پیشه-را-سوخته-ایم-quot-حضور-در-فضای-مجازی</link>
			<pubDate>13:46:00 +0330 چهارشنبه، 9 اسفند 1396</pubDate>			<dc:creator>ريحانه عسگري</dc:creator>
			<category domain="main">آزاد</category>			<guid isPermaLink="false">602182@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/_-_-_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;412&quot; height=&quot;266&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رهبر معظم انقلاب، بارها بر حضور فعال در فضای مجازی و برنامه ریزی درست در این زمینه تأکید کردند.&lt;br /&gt;عارضم که بنده هم تقریبا هفته ای دو روز و هر دفعه تقریبا دو ساعت در پیچ های مذهبی و سیاسی به بحث و گفت و گو میپردازم و اگر چیزکی بلد باشم مینویسم و به اشتراک میذارم.&lt;br /&gt;غالبا هم فحش ها میشنوم؛ از نوع &amp;#8220;ناموسی&amp;#8221; و &amp;#8220;اجدادی&amp;#8221; یا تهمت هایی مثل &amp;#8220;جیره خواران حکومت&amp;#8221; &amp;#8220;جماعت دلواپس&amp;#8221; &amp;#8220;کاسبان فتنه یا تحریم&quot;. گاهی هم فحش های آن طرفی میشنوم که مثلا &amp;#8221; وطن فروشم&amp;#8221; یا &amp;#8220;با نام دین تیشه به ریشه اسلام و انقلاب میزنم&amp;#8221; و ازین اراجیف؛ معمولا کم که میاورند و پاسخی ندارند، ازین چیزها میگویند. &lt;br /&gt;برخی ها هم از همان اول &amp;#8220;اسکل&amp;#8221; یا &amp;#8220;امل&amp;#8221; یا &amp;#8220;احمق&amp;#8221; میخوانندم و بعد هم لابد با این توجیه که با أملان و احمقان جای سخن گفتن ندارد وجدان خود را راضی میکنند یا بهتر بگویم فریب میدهند تا از رنج پاسخگویی رها گردند.&lt;br /&gt;گاهی هم حسابی رو مخ بعضی شان رژه میروم که دیدن دارد؛ بندگان خدا رو با کروات و ریش تراشیده و ادکلنی که از توی عکس هم بوی آن به مشام میرسد و کلی پست در ادعای فرهنگ و ادب، چنان سگ دهان دریده ای میسازم که نگو. راستش را بخواهید ازین مورد آخر بیشتر لذت میبرم چون کاملا روشن میشود که چه به سر نازنینشان آوردم.&lt;br /&gt;بیشتر سعی میکنم میان فکرها و دیدگاه ها نزدیکی برقرار کنم و اگر شد، میان دلها هم. گاهی هم برخی دعواها مقدمه ی دوستی میشود و لایک و فالو.&lt;br /&gt;با سه دسته زیاد بحث میکنم:&lt;br /&gt;اول با &amp;#8220;مبالغه گویان&amp;#8221; در حق مسئولان؛ فرقی ندارد، چه آنکه احمدی نژاد را معجزه هزاره سوم میخواند و چه آنکه ظریف را قهرمان بی بدیل تاریخ و یا آنکه زاده ی مرحوم احمد خمینی را علامه دهر؛ سعی میکنم گره تعصب را از ذهنشان بگشایم.&lt;br /&gt;دوم &amp;#8220;حقیقت پوشان&amp;#8221; که همیشه رقیبان خود را کم و باطل میبینند و گروه و دسته سیاسی خود را محور حق و راستی.&lt;br /&gt;و سوم &amp;#8220;زودباوران&amp;#8221; که هر سخن و حدیثی را به راحتی باور میکنند؛ البته خوبیش این است که پاسخش را هم به همان راحتی باور میکنند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;خلاصه اینکه می فرماد: &amp;#8220;ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم&amp;#8221; حضور در فضای مجازی آموخته ایم! .&lt;br /&gt;‌‌‌‌&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://havaykooch.kowsarblog.ir/quot-ما-کار-و-دکان-و-پیشه-را-سوخته-ایم-quot-حضور-در-فضای-مجازی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/_-_-_.jpg" alt="" width="412" height="266" /></p>
<p style="text-align: justify;">رهبر معظم انقلاب، بارها بر حضور فعال در فضای مجازی و برنامه ریزی درست در این زمینه تأکید کردند.<br />عارضم که بنده هم تقریبا هفته ای دو روز و هر دفعه تقریبا دو ساعت در پیچ های مذهبی و سیاسی به بحث و گفت و گو میپردازم و اگر چیزکی بلد باشم مینویسم و به اشتراک میذارم.<br />غالبا هم فحش ها میشنوم؛ از نوع &#8220;ناموسی&#8221; و &#8220;اجدادی&#8221; یا تهمت هایی مثل &#8220;جیره خواران حکومت&#8221; &#8220;جماعت دلواپس&#8221; &#8220;کاسبان فتنه یا تحریم". گاهی هم فحش های آن طرفی میشنوم که مثلا &#8221; وطن فروشم&#8221; یا &#8220;با نام دین تیشه به ریشه اسلام و انقلاب میزنم&#8221; و ازین اراجیف؛ معمولا کم که میاورند و پاسخی ندارند، ازین چیزها میگویند. <br />برخی ها هم از همان اول &#8220;اسکل&#8221; یا &#8220;امل&#8221; یا &#8220;احمق&#8221; میخوانندم و بعد هم لابد با این توجیه که با أملان و احمقان جای سخن گفتن ندارد وجدان خود را راضی میکنند یا بهتر بگویم فریب میدهند تا از رنج پاسخگویی رها گردند.<br />گاهی هم حسابی رو مخ بعضی شان رژه میروم که دیدن دارد؛ بندگان خدا رو با کروات و ریش تراشیده و ادکلنی که از توی عکس هم بوی آن به مشام میرسد و کلی پست در ادعای فرهنگ و ادب، چنان سگ دهان دریده ای میسازم که نگو. راستش را بخواهید ازین مورد آخر بیشتر لذت میبرم چون کاملا روشن میشود که چه به سر نازنینشان آوردم.<br />بیشتر سعی میکنم میان فکرها و دیدگاه ها نزدیکی برقرار کنم و اگر شد، میان دلها هم. گاهی هم برخی دعواها مقدمه ی دوستی میشود و لایک و فالو.<br />با سه دسته زیاد بحث میکنم:<br />اول با &#8220;مبالغه گویان&#8221; در حق مسئولان؛ فرقی ندارد، چه آنکه احمدی نژاد را معجزه هزاره سوم میخواند و چه آنکه ظریف را قهرمان بی بدیل تاریخ و یا آنکه زاده ی مرحوم احمد خمینی را علامه دهر؛ سعی میکنم گره تعصب را از ذهنشان بگشایم.<br />دوم &#8220;حقیقت پوشان&#8221; که همیشه رقیبان خود را کم و باطل میبینند و گروه و دسته سیاسی خود را محور حق و راستی.<br />و سوم &#8220;زودباوران&#8221; که هر سخن و حدیثی را به راحتی باور میکنند؛ البته خوبیش این است که پاسخش را هم به همان راحتی باور میکنند.</p>
<p style="text-align: justify;">خلاصه اینکه می فرماد: &#8220;ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم&#8221; حضور در فضای مجازی آموخته ایم! .<br />‌‌‌‌</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://havaykooch.kowsarblog.ir/quot-ما-کار-و-دکان-و-پیشه-را-سوخته-ایم-quot-حضور-در-فضای-مجازی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://havaykooch.kowsarblog.ir/quot-ما-کار-و-دکان-و-پیشه-را-سوخته-ایم-quot-حضور-در-فضای-مجازی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://havaykooch.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=602182</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>فرهنگِ زخمی</title>
			<link>https://havaykooch.kowsarblog.ir/فرهنگِ-زخمی</link>
			<pubDate>12:33:00 +0330 سه شنبه، 8 اسفند 1396</pubDate>			<dc:creator>ريحانه عسگري</dc:creator>
			<category domain="main">آزاد</category>			<guid isPermaLink="false">601640@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/_mahdi69_1472908889-1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;437&quot; height=&quot;437&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;قدیم‌ترها، مردم مثل حالا لباس نمی‌پوشیدند. پوشش مردم قرار و قاعده‌ای داشت.&lt;br /&gt;لباسی که زن جلو شوهرش می‌پوشید، با لباسی که جلو پدر و برادرش می‌پوشید تفاوت داشت.&lt;br /&gt;لباسی که در خانه جلو محارم به تن می‌کرد، با لباس خیابان و بازار و مهمانی فرق داشت.&lt;br /&gt;حالا اما مردم همان‌طور به خیابان می آیند که انگار میخواهند یه توکه پا بروند در حیاط خانه رخت و لباس پهن کنند، همینطور با تمبان و سرپایی. آن‌هم زیر و رو و درز و دوزش جر خورده و پاره است و بدنشان عریان و نمایان.&lt;br /&gt;مثَل ما، مثَل آن قورباغه است که اگر ناگهان آن را در آبِ جوش قرار دهیم بلافاصله واکنش نشان میدهد، اما اگر اول آن را در آب سرد بگذاریم و به تدریج حرارت آب را افزایش دهیم، هیچگاه نمیفهمد چه بلایی دارد بسرش می‌آید تا آب‌پز شود.&lt;br /&gt;ما هم متوجه آسیب‌های تدریجی فرهنگ پوشش خود نیستیم. شاید اگر چندسال پیش از این، یکباره به زنان و دختران ما لباس‌هایی که الآن با رغبت می‌پوشند را می‌دادند، هرگز نمی‌پذیرفتند و پوشیدن آن را برای خود ناپسند می‌پنداشتند. شاید اگر مردها یک روز صبح از خواب بیدار می‌شدند و همسر و دختر و خواهر خود را با این لباس‌ها در کوچه و خیابان می‌دیدند که ده‌ها نگاه هرزه با چشمک و لبخند تو نخ‌شان است، غیرتشان قلقلک می‌آمد.&lt;br /&gt;اما چون همه‌چیز به تدریج و آرام اتفاق افتاد به چشممان نیامد.&lt;br /&gt;آن دستِ مرموزی که لباس‌های ما را تکه تکه از تنمان در می‌آورد، حُجب و حیا و عفّت و غیرت ما را هم ذره ذره میتراشد.&lt;br /&gt;نه مردان ما بی غیرتند، نه زنان ما بدکاره.&lt;br /&gt;ما فقط زخمی شدیم، درست مثل شلوارهایی که این روزها می‌پوشیم.&lt;br /&gt;این پارگی روی شلوارها، نشان از پارگی فرهنگ ما دارد. فقط فرقش این است که پارگی شلوار سطحی است، اما زخم فرهنگ عمیق.&lt;br /&gt;حضور قدرتمند و هوشمند فرهنگ رقیب غربی و اصرار بر تصمیمات نادرست و ادبیات مندرس و روش‌های کم‌اثر و بی‌فکر و فاقد خلاقیت که فقط بودجه مملکت را هدر میدهد، اثبات می‌کند این روند اجتناب‌ناپذیر است و حالا حالاها متوقف نمی‌شود.&lt;br /&gt;بنده نه گشت ارشادم، نه عضو ستاد امر به معروف و نه دلواپس با اغراض سیاسی. اگر حرفی در اینباره میزنم، حسرتم از فریبی است که میخوریم و معصومیت‌هایی که از دست میرود. دردم از عشق‌های کوتاهی است که یکشبه میگذرد و فقط شرم و سرشکستگی‌اش بر دامان جوانان میماند. از سرنوشت چاره‌ناپذیر و محتومِ گناه و معصیت که در این شرایط مبتلا می‌شویم. و حرصم می‌آید از نهادها و ادارات فرهنگی کشور که تمام بودجه و امکانات و قدرت و فرصت را در اختیار دارند و می‌توانند کاری بکنند، اما نمی‌کنند. می‌توانند، اما افسوس نمی‌کنند&amp;#8230;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://havaykooch.kowsarblog.ir/فرهنگِ-زخمی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/_mahdi69_1472908889-1.jpg" alt="" width="437" height="437" /></p>
<p style="text-align: justify;"><br />قدیم‌ترها، مردم مثل حالا لباس نمی‌پوشیدند. پوشش مردم قرار و قاعده‌ای داشت.<br />لباسی که زن جلو شوهرش می‌پوشید، با لباسی که جلو پدر و برادرش می‌پوشید تفاوت داشت.<br />لباسی که در خانه جلو محارم به تن می‌کرد، با لباس خیابان و بازار و مهمانی فرق داشت.<br />حالا اما مردم همان‌طور به خیابان می آیند که انگار میخواهند یه توکه پا بروند در حیاط خانه رخت و لباس پهن کنند، همینطور با تمبان و سرپایی. آن‌هم زیر و رو و درز و دوزش جر خورده و پاره است و بدنشان عریان و نمایان.<br />مثَل ما، مثَل آن قورباغه است که اگر ناگهان آن را در آبِ جوش قرار دهیم بلافاصله واکنش نشان میدهد، اما اگر اول آن را در آب سرد بگذاریم و به تدریج حرارت آب را افزایش دهیم، هیچگاه نمیفهمد چه بلایی دارد بسرش می‌آید تا آب‌پز شود.<br />ما هم متوجه آسیب‌های تدریجی فرهنگ پوشش خود نیستیم. شاید اگر چندسال پیش از این، یکباره به زنان و دختران ما لباس‌هایی که الآن با رغبت می‌پوشند را می‌دادند، هرگز نمی‌پذیرفتند و پوشیدن آن را برای خود ناپسند می‌پنداشتند. شاید اگر مردها یک روز صبح از خواب بیدار می‌شدند و همسر و دختر و خواهر خود را با این لباس‌ها در کوچه و خیابان می‌دیدند که ده‌ها نگاه هرزه با چشمک و لبخند تو نخ‌شان است، غیرتشان قلقلک می‌آمد.<br />اما چون همه‌چیز به تدریج و آرام اتفاق افتاد به چشممان نیامد.<br />آن دستِ مرموزی که لباس‌های ما را تکه تکه از تنمان در می‌آورد، حُجب و حیا و عفّت و غیرت ما را هم ذره ذره میتراشد.<br />نه مردان ما بی غیرتند، نه زنان ما بدکاره.<br />ما فقط زخمی شدیم، درست مثل شلوارهایی که این روزها می‌پوشیم.<br />این پارگی روی شلوارها، نشان از پارگی فرهنگ ما دارد. فقط فرقش این است که پارگی شلوار سطحی است، اما زخم فرهنگ عمیق.<br />حضور قدرتمند و هوشمند فرهنگ رقیب غربی و اصرار بر تصمیمات نادرست و ادبیات مندرس و روش‌های کم‌اثر و بی‌فکر و فاقد خلاقیت که فقط بودجه مملکت را هدر میدهد، اثبات می‌کند این روند اجتناب‌ناپذیر است و حالا حالاها متوقف نمی‌شود.<br />بنده نه گشت ارشادم، نه عضو ستاد امر به معروف و نه دلواپس با اغراض سیاسی. اگر حرفی در اینباره میزنم، حسرتم از فریبی است که میخوریم و معصومیت‌هایی که از دست میرود. دردم از عشق‌های کوتاهی است که یکشبه میگذرد و فقط شرم و سرشکستگی‌اش بر دامان جوانان میماند. از سرنوشت چاره‌ناپذیر و محتومِ گناه و معصیت که در این شرایط مبتلا می‌شویم. و حرصم می‌آید از نهادها و ادارات فرهنگی کشور که تمام بودجه و امکانات و قدرت و فرصت را در اختیار دارند و می‌توانند کاری بکنند، اما نمی‌کنند. می‌توانند، اما افسوس نمی‌کنند&#8230;</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://havaykooch.kowsarblog.ir/فرهنگِ-زخمی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://havaykooch.kowsarblog.ir/فرهنگِ-زخمی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://havaykooch.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=601640</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>فاطمه اسوه بشریت</title>
			<link>https://havaykooch.kowsarblog.ir/فاطمه-اسوه-بشریت</link>
			<pubDate>19:54:00 +0330 جمعه، 27 بهمن 1396</pubDate>			<dc:creator>ريحانه عسگري</dc:creator>
			<category domain="main">آزاد</category>			<guid isPermaLink="false">596651@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/publication1-2.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;717&quot; height=&quot;554&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://havaykooch.kowsarblog.ir/فاطمه-اسوه-بشریت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/publication1-2.jpg" alt="" width="717" height="554" /></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://havaykooch.kowsarblog.ir/فاطمه-اسوه-بشریت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://havaykooch.kowsarblog.ir/فاطمه-اسوه-بشریت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://havaykooch.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=596651</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>امام کوخ نشین</title>
			<link>https://havaykooch.kowsarblog.ir/امام-کوخ-نشین</link>
			<pubDate>22:54:00 +0330 جمعه، 20 بهمن 1396</pubDate>			<dc:creator>ريحانه عسگري</dc:creator>
			<category domain="main">آزاد</category>			<guid isPermaLink="false">593014@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/emam.jpg&quot; alt=&quot;امام خمینی&quot; width=&quot;658&quot; height=&quot;509&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://havaykooch.kowsarblog.ir/امام-کوخ-نشین&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/emam.jpg" alt="امام خمینی" width="658" height="509" /></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://havaykooch.kowsarblog.ir/امام-کوخ-نشین">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://havaykooch.kowsarblog.ir/امام-کوخ-نشین#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://havaykooch.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=593014</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>سواد رسانه ای یعنی چه؟!</title>
			<link>https://havaykooch.kowsarblog.ir/سواد-رسانه-ای-یعنی-چه-15</link>
			<pubDate>17:47:00 +0330 جمعه، 20 بهمن 1396</pubDate>			<dc:creator>ريحانه عسگري</dc:creator>
			<category domain="main">آزاد</category>			<guid isPermaLink="false">592877@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه».&lt;br /&gt; برگردیم به دوران کودکی و روزهای اول مدرسه، زمانی که به مدرسه می رفتیم تا «خواندن و نوشتن» را یاد بگیریم و دیگر «بی سواد» نباشیم. در مدرسه ابتدا حروف الفبا را یاد می گرفتیم؛ یعنی نسبت به شکل حروف، صدای آنها و نحوه نوشتن آنها «دانش» پیدا می کردیم. سپس «مهارت» کنار هم گذاشتن حروف و خواندن و هجّی کردن کلمات را یاد می گرفتیم و بعد از مدتی «کاربرد» کلمات در ساختن جمله ها و خواندن و نوشتن متون مختلف را آموختیم و بدین ترتیب «باسواد شدیم»! مجموعه ای از دانش ها در کنار مهارت ها به اضافه کاربردها در کنار هم، ما را با سواد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رسانه وسیله ای است که فرستنده به کمک آن پیام خود را به گیرنده منتقل می کند. رفته رفته ابزارهای ارتباطی گسترش پیدا کرد و در عصر حاضر با ظهور رسانه های چاپی و الکترونیکی، رسانه های جمعی شکل گرفتند. مهم ترین تفاوت رسانه های امروزی آن است که می توانند پیام های خود را با سرعت زیاد به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;همانطور که سواد خواندن و نوشتن به ما کمک می کند تا بتوانیم انواع جملات ساده و پیچیده را بفهمیم و معناهای متفاوتی از آن ها برداشت کنیم، سواد رسانه ای هم مهارتی است که با یادگیری آن می توانیم انواع رسانه ها و تولیدات رسانه ای را درک، تفسیر و تحلیل کنیم. هر رسانه مجموعه ای از نشانه های خاص خود را دارد که شناخت این نشانه ها در با سواد شدن ما نقش مهمی را ایفا می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/shabakeye_ejtemaei_02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;582&quot; height=&quot;391&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://havaykooch.kowsarblog.ir/سواد-رسانه-ای-یعنی-چه-15&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه».<br /> برگردیم به دوران کودکی و روزهای اول مدرسه، زمانی که به مدرسه می رفتیم تا «خواندن و نوشتن» را یاد بگیریم و دیگر «بی سواد» نباشیم. در مدرسه ابتدا حروف الفبا را یاد می گرفتیم؛ یعنی نسبت به شکل حروف، صدای آنها و نحوه نوشتن آنها «دانش» پیدا می کردیم. سپس «مهارت» کنار هم گذاشتن حروف و خواندن و هجّی کردن کلمات را یاد می گرفتیم و بعد از مدتی «کاربرد» کلمات در ساختن جمله ها و خواندن و نوشتن متون مختلف را آموختیم و بدین ترتیب «باسواد شدیم»! مجموعه ای از دانش ها در کنار مهارت ها به اضافه کاربردها در کنار هم، ما را با سواد کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">رسانه وسیله ای است که فرستنده به کمک آن پیام خود را به گیرنده منتقل می کند. رفته رفته ابزارهای ارتباطی گسترش پیدا کرد و در عصر حاضر با ظهور رسانه های چاپی و الکترونیکی، رسانه های جمعی شکل گرفتند. مهم ترین تفاوت رسانه های امروزی آن است که می توانند پیام های خود را با سرعت زیاد به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند.</p>
<p style="text-align: justify;">همانطور که سواد خواندن و نوشتن به ما کمک می کند تا بتوانیم انواع جملات ساده و پیچیده را بفهمیم و معناهای متفاوتی از آن ها برداشت کنیم، سواد رسانه ای هم مهارتی است که با یادگیری آن می توانیم انواع رسانه ها و تولیدات رسانه ای را درک، تفسیر و تحلیل کنیم. هر رسانه مجموعه ای از نشانه های خاص خود را دارد که شناخت این نشانه ها در با سواد شدن ما نقش مهمی را ایفا می کند.</p>
<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/havaykooch/quick-uploads/shabakeye_ejtemaei_02.jpg" alt="" width="582" height="391" /></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://havaykooch.kowsarblog.ir/سواد-رسانه-ای-یعنی-چه-15">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://havaykooch.kowsarblog.ir/سواد-رسانه-ای-یعنی-چه-15#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://havaykooch.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=592877</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
